خرید بک لینک

دست ات را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تورا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 20:36

تو را دوست دارمو این دوست داشتنحقیقتی است که مرابه زندگی دلبسته می کند****************************بیشترین عشق جهان رابه سوی تو میآورم…چرا که هیچ چیز در کنار مناز تو عظیم تر نبوده است…****************

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 20:36

نه قدرت که با وی نشینمنه طاقت که جز وی ببینمشده است آفت عقل و دینمای دلارا، سروبالاکار عاشقم چه بالا گرفتهبر سر من جنون جا گرفتهجای عقل عشق یک جا گرفتهجای عقل عشق یک جا گرفتهآفت تن، فتنۀ جانرهزن دین،

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 20:36

صفحه بندی